ارتش خشايار شاه در لشكر كشي به يونان![]()
در پاييز سال 481 پيش از ميلاد مقدمات لشكر كشي به يونان آماده گردييد. دسته هاي گوناگون سپاه از كاپادوكيه فراخوانده شدند و زمستان را در ليدي بسر آوردند. تمامي ملل امپراطوري ٌٌٌْسهميه ي سرباز خود را براي جنگ آماده كردند. نخست پارسيان و مادها آمدند كه مانند كيس سي ها و هيركانيان به نيزه،كمان وشمشير مسلح بودند. آشوريان كه كلاه خودهاي مفرغي بر سر مي گذاشتند در پي آنها از راه رسيدند. پس از آنها باختري ها آريايي ها و پارتيان در رسيدند كه زوبين و نيزه ي دسته چوبين داشتند. به دنبال آنها اسكيتها آمدند كه كلاه هاي نوك تيز بر سر مي نهادند و در جنگ تبر به كار مي بردند. هنديان با جامه هاي پنبه اي، حبشيان افريقا با بدن هاي منقش و مسلح به كمان هاي دراز و تيرهاي پيكان سنگي، يكي پس از ديگري به گروه هاي قبلي پيوستند. حبشيان آسيا (شايد سياهان مكران) با كلاه خودهاي شگفت انگيز ساخته شده از كله ي اسب وبسياري مردم ديگر حتي از جزاير دور دست خليج فارس فرمان امپراطور پارس را، اجابت كردند و راه آسياي صغير را در پيش گرفتند. اينان پيادگان سپاه بودند. در كنار آنها مرداني بودند كه سوار بر ارابه نبرد مي كردند، نظير حبشيان و آشوريان. اما سواران بيشتر از پارسيان و مادها بودند. سارگاتيان كه از مردم اربل بودند در كمند اندازي مهارت داشتند. هنديان بر ارابه هايي كه بر گورخر مي بستند مي جنگيدند. باختريان، كايپيان و ليبيايي ها بر جمازه يا شتر يك كوهانه نبرد مي كردند. هر قسمت داراي فرماندهي ايراني بود، و مردونيه فرماندهي كل سپاه را بر عهده داشت.
ناوگان دريايي از بيشترين اهميت برخوردار بود، زيرا سپاه ايران در آذوقه و تجهيزات كاملاَ متكي به نيروي دريايي بود و اگر قرار بود كه سپاه اعزامي در خاك يونان بسر برد، در صورت پديد آمدن دشواريي در كار تهيه ي غذا، چه بسا از گرسنگي از پاي در مي آمد. ناوهاي ايران هزارو دويست و هفت 1207 فروند بود كه فينقيان، مصريان و يونانيان تابع ايران، فراهم آورده بودند و در هر كشتي نفراتي چند از سربازان ايران يا سكايي نيز خدمت مي كردند. علاوه بر اين ناوهاي جنگي سه هزار 3000 كشتي حمل و نقل نيز در كار به انجام رساندن اين سفر جنگي شركت داشتند.
برگرفته از كتاب
ايران وتمدن ايراني :كلمان هوار
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2007-2008 © by badeh.blogfa.com